جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۰۱
رباعیات
در هجر تواَم دجله روان از دیده
خون جگرم ز غم چکان از دیده
حال دل و دیدهام چنین میگذرد
تا گشت رخ دوست روان از دیده
جهان ملک خاتون
رباعیات
در هجر تواَم دجله روان از دیده
خون جگرم ز غم چکان از دیده
حال دل و دیدهام چنین میگذرد
تا گشت رخ دوست روان از دیده
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}