جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۳۰۵
رباعیات
خون گشت مرا از غم هجران دیده
آخر چه کنم با دل هجران دیده
گویند که هجر جان ز تن سخت بوَد
مسکین دل من چو روز هجران دیده
جهان ملک خاتون
رباعیات
خون گشت مرا از غم هجران دیده
آخر چه کنم با دل هجران دیده
گویند که هجر جان ز تن سخت بوَد
مسکین دل من چو روز هجران دیده
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}