شمارهٔ ۱۳

غزلیات

کی دست ز دامنت بدارم
صد بار زنند اگر بدارم

بالای تو کربلاست ای کاش
می‌گشت پر از بلا کنارم

دستم نرسد چو خط بر آن زلف
بر باد اگر رود غبارم

دل پیش تو باختم به یک خال
بنگر چه حریف خوش‌قمارم

جان در نبرم ز چشم مستت
در کار خود ار چه هوشیارم

در کیش تو گر وفا گناه است
بیش از همه من گناهکارم

از عشق سپید رویت آخر
دانم سیه است روزگارم

جیحون به لب تو گشته مشتاق
یعنی که به لب رسیده جانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}