شمارهٔ ۴۲

غزلیات

بر فرازد چو علم، آه سحرگاهی ما
دو جهان پر شود از کوکبه شاهی ما

در حقیقت بر ما، بت شکنی خودشکنی ست
صیت اسلام بود، بانگ انا اللّهی ما

بس که بار غم هجر تو، گران افتاده ست
سایه، از ضعف ندارد سر همراهی ما

چون دل عرش جناب، آینه داری داریم
کو سکندر که زند کوس فلک جاهی ما؟

صف مژگان تو گر سایه به دریا فکند
خار قلاب شود در بدن ماهی ما

پیش چشم تو، ز غم گر بگدازیم چو شمع
بر تو روشن نشود محنت جانکاهی ما

حیرت عالم آب، آینه ماست حزین
ساغر باده بود صیقل آگاهی ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}