غزل 43 | شور دلها بود ترانهٔ ما
شور دلها بود ترانهٔ ما
نمک دیدهها فسانهٔ ما
دستپروردگان صیادیم
قفس ماست، آشیانهٔ ما
سر رفعت به عرش میساید
علم آه عاشقانهٔ ما
خرد افتاده بود صبح ازل
بیخود از بادهٔ شبانهٔ ما
یادگار هزار رنگ گل است
خس و خاشاک آشیانهٔ ما
کرده سودای عشق خانه خراب
چین زلفی، نگار خانهٔ ما!؟
در محبت دراز باد حزین
عمر غمهای جاودانهٔ ما
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}