شمارهٔ ۲۱۸

غزلیات

گرتو را روی زمین خواهش ماوای خوشی ست
خانه در گوشهٔ دل کن که عجب جای خوشی ست

ای که بیماری آسودگیت سنگین است
درد عشقی به کف آور که مسیحای خوشی ست

جان به بیعانهٔ پیغام جفا می خواهد
یار را با من دلسوخته سودای خوشیست

با دل ابنای زمان دست و گریبان شده اند
شور دیوانه و اطفال، تماشای خوشی ست

یک ره از لطف به این غمکده، مستانه درآ
که دل و دیدهٔ ما ساغر و مینای خوشیست

دل به خوناب جگر شرح غمت کرده رقم
نامه، ناخوانده مکن پاره که انشای خوشی ست

جوش داغ است به گلگشت تماشا بخرام
لاله زار دل ما دامن صحرای خوشی ست

بخت مردان جهان خفته و حیزان مستند
چشم عبرت بگشاییدکه دنیای خوشیست

هر قدم ز آبله اش، باغ و بهار است حزبن
دل دیوانهٔ من بادیه پیمای خوشی ست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}