بخش ۱۸ - در صفت خاموشی گوید

فرهنگ نامه

تو را تا نباشد گرانمایه ای
به از خامشی، نیست پیرایه ای

نداری زبان سخن گستری
چرا مستمع را، جگر می خوری؟

به گفتار، ضایع مکن خویش را
مشوران دل حکمت اندیش را

حزین، ار چه گفتار در شان توست
سخن، کار کلک زبان دان توست

خمش کن، که گوهر شناسنده نیست
بهای خزف ریزه و دُر یکی ست

ستاینده خواهد نیوشنده ای
تو بیهوده تا چند، کوشنده ای؟

ز داننده، کم گفتن اکنون نکوست
جهان پر ز نادان بسیار گوست

گذشتند یاران معنی گرای
چو رهرو نبینی مجنبان درای

نهفتن سخن را ز نابخردان
صواب است، مگشای بیجا زبان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}