شمارهٔ ۳۴۷

غزلیات

چه جای دشمنی است آن که یار کرد و برفت
به اختیار سفر اختیار کرد و برفت

نظر به غیر چرا ی کنم جزای من است
که خون دیده ی من در کنار کرد و برفت

مرا به درد دل و سوز سینه ی مجروح
اسیر حادثه ی روزگار کرد و برفت

شکایتی بود آری نمی توانم گفت
که هیچ خصم نکرد آن چه یار کرد و برفت

قرار کرد که بعد از دو هفته باز آیم
بدین قرار مرا بی قرار کرد و برفت

فریب دادن دل را گمان برم که برو
همان عزیزم اگر چند خوار کرد و برفت

دریغ و درد نزاری نگر به درد و دریغ
که عمر در هوس انتظار کرد و برفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}