شمارهٔ ٧۴٨

قطعات

پدر که رحمت حق بر روان پاکش باد
ز من دریغ نمیداشت پند پیرانه

چه گفت گفت که جان پدر نصیحت من
اگر قبول کنی اینت پند فرزانه

تو باز سدره نشینی فلک نشیمن تست
چرا چوکوف کنی آشیان بویرانه

مکن مقام درینخانه ایعزیز پدر
گرت که یوسف مصری شدست همخانه

مباش غره بمهر سپهر دون پرور
که پای دام کشیدست بر سر دانه

هر آن طلسم که بستند عاقلان بر هم
بسنگ تفرقه بشکست چرخ دیوانه

در آن نفس که طریق حیات بسته شود
گشایشیت نباشد ز خویش و بیگانه

پس از تو ابن یمین چون فسانه خواهد ماند
به گوش تاز تو نیکی بماند افسانه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}