قطعه 749 | جلال دولت و دین یونس ایکه جاه تر است
جلال دولت و دین یونس ایکه جاه تر است
مقام برتر کیوان فروترین پایه
بر آفتاب بچربدسها بتابش اگر
ز نور رای تواش ذرهای بود مایه
ز عقد گوهر لفظت عروس معنی را
ببسته کلک تو مشاطه وار پیرایه
بخشگسال کرم آز تشنه لب دیده
ز ابر خامه تو آنچه کودک از دایه
تو آفتاب جهانی و بنده ابن یمین
ترا شدست بامید نور همسایه
اگر ز طالع شوریده نیست این از چیست
جهانیان ز تو در نور و بنده در سایه
تو خود بگو که بدوران چون توئی چو منی
شکسته حال چو این قافیه همی شایه
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}