شمارهٔ ۴۱۲

غزلیات

خانۀ تست بخفت ار سرِ خوابت دارد
تا که را زهره و یارا که عذابت دارد

گر شرابت کم و بیش است به ساقی فرمای
جامکی تا به مرادِ تو شرابت دارد

و گرت مصلحتی نیست کسی مانع نیست
اختیارِ همه کنکاج صوابت دارد

به اجازت جگری دارم و گرم است تنور
رد مکن گر هوسِ بویِ کبابت دارد

چه شود بنده نوازی کن و ساکن بنشین
امشبی گر سرِ این کُنجِ خرابت دارد

آبِ انگور مگر در سرت افکند آتش
زان چنین بر زبرِ آتش و آبت دارد

وقتِ رفتن نرسیده ست و چنان مست نیی
آخر ای جانِ نزاری چه شتابت دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}