شمارهٔ ۴۶۴

غزلیات

گر مرا دل نواز بنوازد
رایتِ دولتم برافرازد

خود دگر بار از آن همی ترسم
که به دیدار ما نپردازد

راستی را بر آفتابِ سپهر
رسدش گر به حسن می نازد

مهرۀ مهر بر بساطِ نشاط
نیست ممکن که کس چو او بازد

لیک یک عادتِ دگر دارد
همه با رایِ خویشتن سازد

عاشقان را ز خویش بستاند
خان و مان شان به کل براندازد

دوستان را بر آتشِ هجران
چون نزاریِ زار بگدازد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}