شمارهٔ ۸۶۶

غزلیات

نه روی و رهی که با تو باشم
نه سیم و زری که بر تو پاشم

اعجوبه ی روزگار ماییم
من خود به تعجبات فاشم

باشد که به هیچ وجه آیا
شایسته ی خدمت تو باشم؟

رد کرده ی جمله ی جهانم
آیا ز کدام خیل تاشم؟

ای مدعیان کجاست جایی
الا در دوست پس کجاشم؟

تا پخته شوم هنوز اینجا
در آتش امتحان چو داشم

معزول ز وحدت معادم
مشغول به کثرت معاشم

اسلام چو خاص خویش کرده
در کفر رهی دهند کاشم!

طیّان نی ام ار چه هرزه گویم
آزر نی ام ار چه بت تراشم

یعنی که چو خامه ی نزاری
گه گه ورقی همی تراشم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}