شمارهٔ ۸۸۸

غزلیات

شد در سر کار تو هم دنیی و هم دینم
ناداده هنوز از لب یک شربت شیرینم

بر ناله ی زار من رحمت نکنی یک شب
هم در تو رسد روزی سوز دل مسکینم

گر عمر بود روزی در بزم گه وصلت
بی درد میی نوشم بی خار گلی چینم

آن جا گه تو نگذاری برگردم و ننشینم
آن جا که تو فرمایی برخیزم و بنشینم

گر عنف کنی عمری مستوجب آن هستم
ور لطف کنی روزی هم مستحق اینم

چندان که طلب کردم بسیار نظر بردم
یک سرو نمی بینم کز قد تو بگزینم

بگذار نزاری را تا روی تو می بیند
کاثار سعادت ها از روی تو می بینم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}