شمارهٔ ۱۲۴۵

غزلیات

چه دلبری که به دل داریی نپردازی
همین و بس که دل می بری به طنّازی

به پیش خلق ز جور تو پرده بردارم
اگر ز رخ نفسی پرده برنیندازی

دلم ز پای درآمد بیا و دستم گیر
سری به کار درآور مکن سرافرازی

به خوبی تو چه نقصان رسد اگر نفسی
دلِ شکسته دلی را به لطف بنوازی

نیاز بنده و ناز تو چند بردارد
به حسن یک دو سه روزه این چنین چه می نازی

عنان عقل رها کن که هیچ نگشاید
ز نقش بندی و طرّاری و عجب سازی

ز من حیا نکنی از خدا نیندیشی
که هر زمان به جفا حیله ای نو آغازی

اگر حواله ی کار تو با خدای کنم
مسلّمت نشود با خدا حیل بازی

شبی که گوش کنی ناله نزاری را
اگر چه سنگ دلی هم چو موم بگدازی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}