شمارهٔ ۱۲۴۶

غزلیات

گر چه مشغولی و با بنده نمی پردازی
هم توانی ز سر لطف که کاری سازی

از سر پای اگرت هیچ بود دست رسی
چاره ای ساز که بر من نظر اندازی

آرزومندم و زین بیش ندارم طاقت
چه شود گر سر مرحمتم بنوازی

نیم جان دارم و در باخته ام با تو به طوع
کار جان ار چه نگیرند به بازی بازی

آه اگر نیمه شب مست کمین بگشایی
به شبیخونی و بر جان نزاری تازی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}