بخش ۴۳ - من کیستم

دستورنامه

مرا خود در اوقاتِ ردّ و قبول
نباشد غمِ ترّهاتِ جَهول

اگر سرِّ مردان ندارم نگاه
کله سر نبیند دگر سرکلاه

نیارم به نا محرمان باز گفت
چه گویم که با من که این راز گفت

همه هرچه در حقِّ من گفته اند
نه از من که از خویشتن گفته اند

اگر معترض طعنه ای می زند
به خود بر ز خود هم چو قز می تند

مرا کس نداند که من کیستم
کدامم کجاام کی ام چیستم

چه بارست بر جانِ پر درد من
که خون شد دلِ ناز پروردِ من

زبس طعنه همواره دل خسته ام
دلِ خسته در لطفِ حق بسته ام

چو از بدوِ فطرت قلم می رود
چه بردستِ من بیش و کم می رود

دلم موج خون می زند لب خموش
ملامت روان و من آگنده گوش

همان به که فی الجمله از هیچ روی
نگویم سخن تا نگویند گوی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}