حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۰
رباعیات
با یار بگفتم به زبانی که مراست
کز آرزوی روی تو جانم برخاست
چون روی تو ماه نیست روشن، گفتم
چون قد تو سرو نیست، می گویم راست
حکیم نزاری
رباعیات
با یار بگفتم به زبانی که مراست
کز آرزوی روی تو جانم برخاست
چون روی تو ماه نیست روشن، گفتم
چون قد تو سرو نیست، می گویم راست
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}