شمارهٔ ۲۵۲ - در شکر ایادی و انعام رئیس شمس الدین والی ارجیش

قطعات

رفیقا شناسی که من ز اهل شروان
نه از بیم جان در شما می‌گریزم

خطائی نکردم به‌حمدالله آنجا
که اینجا ز بیم خطا می‌گریزم

چه خوش گفت سالار موران که با جم
نکردم بدی زو چرا می‌گریزم

ز بهر فراغت سفر می‌گزینم
پی نزهت اندر فضا می‌گریزم

مرا زحمت صادر و وارد آنجا
عنا می‌نمود از عنا می‌گریزم

قضا هم ز داغ فراق عزیزان
دلم سوخت هم زان قضا می‌گریزم

دلی بودم از غم چو سیماب لرزان
چو سیماب از آن جابجا می‌گریزم

به تبریز هم پای‌بند عیالم
از آن پای‌بند بلا می‌گریزم

ز تبریز چون سوی ارمن بیایم
هم از ظلمتی در ضیا می‌گریزم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}