بخش ۱۰۳

سخنان پیر طریقت

پیر طریقت گوید: الهی به قدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم در بیچارگی خود سرگردانم و روزبروز بر زیانم چون منی چون بود چنانم و از نگرستن در تاریکی به فغانم که بر هیچ چیز هست ماندانند ندانم چشم بر روزی دارم که تو بمانی و من نمانم، چون من کیست که آن روز به بینم ور به بینم فدائی آنم

خداوندا همچون یتیم بی پدر گریانم در مانده در دست خصمانم خسته گناهم و از خویشتن بر تاوانم، خراب عمر و مفلس روزگارانم خداوندا فریادرس که از ناکسی خود بفریادم

دریغا که روزگار بر باد دادیم و شکر نعمت ولی نگذاردیم دریغا که قدر عمر خویشتن نشناختیم و از کار دنیا به اطاعت مولی نپرداختیم دریغا که عمر عزیز به سر آمد و روزگار بگذشت و تبعات آن بماند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}