خواجه عبدالله انصاری
شمارهٔ ۵۲
مناجات پیر انصار
الهی در سرآب دارم، در دل آتش، در باطن ناز دارم، در باطن خواهش در دریائی نشستم که آنرا کران نیست، بجان من دردیست که آنرا درمان نیست، دیده من بر چیزی آید که وصف آن بزبان نیست
خواجه عبدالله انصاری
مناجات پیر انصار
الهی در سرآب دارم، در دل آتش، در باطن ناز دارم، در باطن خواهش در دریائی نشستم که آنرا کران نیست، بجان من دردیست که آنرا درمان نیست، دیده من بر چیزی آید که وصف آن بزبان نیست
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}