شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

تا ز خاک قَدَمَت باد خبر می‌آرد
سرمه را دیده کجا پیش نظر می‌آرد

باد صدبار سر زلف تو را جانب رخ
می‌برد تا که شبی را به سحر می‌آرد

هر معمّا که به صد خون جگر گفت دلم
اشک می‌آید و چون آب به در می‌آرد

پا منه بر سرِ آن رهگذر ای دل گستاخ
سروِ ما را چو از این راه گذر می‌آرد

هر شبی اشک خیالی ز ره دریا بار
پیش کش نزد خیال تو گهر می‌آرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}