شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

خطت را تا به خون ریزی نشان شد
به شوخی غمزه ات صاحبقران شد

دلی کز فتنهٔ زلفت امان یافت
ز دست محنت و غم در امان شد

شبی اشکم به راهت گرم می رفت
همین کآهسته تر گفتم روان شد

اگر زاین گونه پا بر رو نهد اشک
سبک بر روی ها خواهد گران شد

گذشت از دل سپاه غمزه‌ات تیز
ولی پیش غمت نقد روان شد

خیالی را سر آشفتگی بود
چو درپیچید با زلفت همان شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}