شمارهٔ ۲۰۶

غزلیات

کسی چون گل دهن پرخنده دارد
که خود را زاین چمن برکنده دارد

هوای بندگی در حضرت دوست
که دارد گفت گفتم بنده دارد

گهی سوزد دلش بر آتش من
که همچون شمع شب را زنده دارد

عجب هندوی بی رحمی ست زلفت
که سرها زیر پا افکنده دارد

خیالی گر برفت از دست غم نیست
تو را بر ما خدا پاینده دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}