شمارهٔ ۲۰۷

غزلیات

کسی کاو به جانان وصالی ندارد
ز جان بهره الاّ ملالی ندارد

غنیمت شمر وصل خورشید رویی
که خورشید حسنش زوالی ندارد

پریچهره یی را که نبود وفایی
اگر خود فرشته ست حالی ندارد

عجب چون نمانم ... گُل
که دید آن رخ و انفعالی ندارد

به جز فکر تصویر موی میانش
خیالی به خاطر خیالی ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}