شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

گر ای اشک دیده به خویشت بخواند
مرو کآن سیه‌رو تو را می‌دواند

کسی نیست کآنجا رساند پیامم
مگر نالهٔ من به جایی رساند

مرا در شب هجر او کیست بر سر
به جز دیده یاری که آبی چکاند

دلا صورت حال نادانی من
به نوعی ادا کن به پیشش که داند

کنون هر گناهی که آید ز اشکم
خیالی یکایک به رو می‌نشاند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}