شمارهٔ ۲۱۳ - استقبال از کمال خجندی

غزلیات

گر بعد اجل دردِ تو با خویش توان برد
خواهیم سبک درد سر خود ز جهان برد

در حلقهٔ دیوانه‌وَشان عقل نمی‌رفت
«زنجیر سر زلف تواش موی کشان برد»

تا زلف تو چوگان معنبر به کف آورد
«بند کمرت گوی لطافت ز میان برد»

سرچشمهٔ حیوان به هزار آب دهن شست
و آنگاه حدیث لب لعلت به زبان برد

گفتم که خیالی چو به زاری ز جهان رفت
در سینه غمت برد، به خود گفت که جان برد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}