شمارهٔ ۲۶۰

غزلیات

از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
باری شود آبش به لب جوی برابر

آن کیست که در عشق تو چون درّ سرشکم
دعویّ یتیمی کند و بگذرد از زر

گر سر برود در سر زلف تو زیان نیست
سودای سر زلف تو سودی ست سراسر

در حُسن غلام خط و خالت دو سیاهند
نام و لقب هر دو شده سنبل و عنبر

از رهگذر سینهٔ مجروح خیالی
جز ناوک خونریز تو کس نیست به خون تر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}