شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

در عشق از آن خوشدلم از چشم ترِ خویش
کاو صرف رهت کرد به دامن گهر خویش

ما را که امید نظر مرحمت از توست
هر لحظه چه رانی چو سرشک از نظر خویش

زین سان که دلم با سرِ زلف تو در آویخت
تا عاقبت کار چه آرد به سر خویش

آنروز زدم از صفت بی خبری دم
کز هیچ زبانی نشنیدم خبر خویش

گفتم که سراپای خیالی همه عیب است
من نیز به نوعی بنمودم هنر خویش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}