شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیم
با خیال نرگست در عین بیماری خوشیم

سال‌ها بودیم رقصان در هوایت ذرّه‌وار
واین زمان افتاده چون گردی به روی مفرشیم

گه نشسته در عرق گه در تبیم از اشک و سوز
مختصر یعنی که در عشقت به آب و آتشیم

گفته‌ای زلفم مکش ورنه بلا خواهی کشید
هر بلایی کز سر زلف تو آید می‌کشیم

تا پی قید خیالی گرد گرد عارضت
زلف چون زنجیر تو لیلی‌ست ما مجنون‌وَشیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}