شمارهٔ ۳۵۷

غزلیات

تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی
گر گل شوی کسی را هم در نظر نیایی

گر ره به خود ندانی تدبیر بیخودی کن
بی خویش تا نگردی با خویش برنیایی

ای دل به کوی وحدت چون غیر می نگنجد
تا ترک خود نگویی با خوددگر نیایی

هرکس که بی ارادت آید به کوی جانان
پوشند در به رویش یعنی که در نیایی

چون یار خامه وارت می خواند ای خیالی
شرط ادب نباشد گر تو به سر نیایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}