خیام
رباعی ۴۸
گردش دوران [۵۶-۳۵]
* پیری دیدم به خانهٔ خَمّاری
گفتم نکنی ز رفتگان اِخباری؟
گفتا مِی خور که همچو ما بسیاری،
رفتند و کسی بازنیامد باری!
خیام
گردش دوران [۵۶-۳۵]
* پیری دیدم به خانهٔ خَمّاری
گفتم نکنی ز رفتگان اِخباری؟
گفتا مِی خور که همچو ما بسیاری،
رفتند و کسی بازنیامد باری!
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}