خیام
رباعی ۸۱
هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]
روزی که نهالِ عمر من کنده شود،
و اجزام ز یک دگر پراکنده شود
گر زان که صراحیی کُنند از گِل من،
حالی که ز باده پُر کنی زنده شود
خیام
هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]
روزی که نهالِ عمر من کنده شود،
و اجزام ز یک دگر پراکنده شود
گر زان که صراحیی کُنند از گِل من،
حالی که ز باده پُر کنی زنده شود
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}