شمارهٔ ۲۲

غزلیات

گر نیست به یاران ز وفا یار، مصاحب
غم نیست اگر نیست به اغیار، مصاحب

امروز مصاحب نبود یار به اغیار
کز عهد قدیمند گل و خار، مصاحب

اکنون ز منش عار بود آه کجا رفت
آن روز که بودیم من و یار، مصاحب

بیمار شدم صد ره و عیسی نفس من
یکبار نشد با من بیمار، مصاحب

بیزار شد از زاری من بلکه ز من هم
هر کس که دمی شد به من زار، مصاحب

کم لطف رفیق ار بتو باشد عجبی نیست
آن شوخ که دارد چو تو بسیار، مصاحب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}