شمارهٔ ۹۸

غزلیات

ز کوی یار به من زان خبر نمی آید
که هر که می رود آنجا دگر نمی آید

مده به روز دگر وعده ی وصال و مرو
که بی تو صبر ز من این قدر نمی آید

به کار عاشقی ای عیب جو مکن عیبم
که غیر از این هنر از من هنر نمی آید

فغان ز سختی آن دل که نرم کردن آن
ز ناله ی شب و آه سحر نمی آید

به این جمال کسی را که در نظر آیی
جمال مهر و مهش در نظر نمی آید

در این چمن منم آن باغبان که پروردم
هزار نخل و یکی زان به بر نمی آید

نمی شود ز تو کام دلش روا اما
رفیق با دل خودکام برنمی آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}