شمارهٔ ۹۹

غزلیات

آنچنان از تب عشق تو تنم می‌سوزد
که ز تاب تب تن پیرهنم می‌سوزد

شعله‌خویی زده در جان من آتش که اگر
برمش نام، زبان در دهنم می‌سوزد

تا مرا ز آتش غیرت بگدازد با غیر
می‌کند گرمی و در انجمنم می‌سوزد

قصهٔ لیلی و شیرین شنوم چون جایی
درد مجنون و غم کوهکنم می‌سوزد

در هوای گل رویش چو به گلگشت چمن
می‌روم نالهٔ مرغ چمنم می‌سوزد

می‌شود شمع سراپردهٔ اغیار ز رشک
همچو پروانه به هر انجمنم می‌سوزد

طُرفه حالی‌ست رفیق این که چو پروانه و شمع
یار با خویش به یک پیرهنم می‌سوزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}