شمارهٔ ۲

غزلیات

ساقی بیار باده که افتاده‌ایم ما
افتاده‌ایم و منتظر باده‌ایم ما

بنیاد ما نه عشق تو امروز می‌کنند
بس خانمان به باد فنا داده‌ایم ما

دوریم از مشایخ و رنگ و ریایشان
از نقش ساده وز همه آزاده‌ایم ما

رندیم و باده‌خوار و گرفتار عشق یار
فارغ ز قید مسجد و سجاده‌ایم ما

محکم بنا که سیل فنایش نمی‌کند
بنیاد عاشقی‌ست که بنهاده‌ایم ما

آهی کشیده‌ایم سحرگه ز سوز دل
دودی به سوی چرخ فرستاده‌ایم ما

باز آ که منتظر به رهت نقد جان به کف
بهر نثار مقدمت ایستاده‌ایم ما

یا رب ز هر چه جز تو بود چشم بسته‌ایم
دست امید سودی تو بگشاده‌ایم ما

آخر کنند از گل ما ساغر و سبو
کاول ز خاک میکده‌ها زاده‌ایم ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}