شمارهٔ ۸۷

غزلیات

حسن جمال یار اگر جلوه کند به این نمط
دفتر علم و عقل را عشق کشد خط غلط

شعله حسن سرمدی زآتش عشق سرمد است
نیست به کار عاشقان اول و آخر و وسط

آن که به زیب و زیوری دعوی حسن می‌کند
گو رخ و زلف یار بین و آن لب لعل و خال و خط

حکم هلاکم از جفا گو خط عنبرین مده
من که نهادم از ازل سر ز وفا به حکم خط

وادی عشق بی‌کران تشنه و مانده ما در او
ناصح عیب‌گوی ما راهرو کنار شط

دایره است شکل عشق از خط استوای غم
ما به میان دایره مانده مقیم چون نقط

بود و نبود هر کسی روز ازل نوشته شد
کلک قضاض غیب را می‌نرود خط غلط

زاهد خشک را بگو دامن ماست تر ز می
راست به هم نمی‌شود الفت ماکیان و بط

اهل زمانه دیده‌ام وز همه برگزیده‌ام
ساقی و ساغری ز می مطرب و بربطی و بط

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}