شمارهٔ ۸۸

غزلیات

دلا زبان بیان را به عشق کن الفاظ
که علم عشق معانی‌ست مابقی الفاظ

ز درس عشق چو استاد چند لفظم خواند
هزار دفتر معنی گشود از آن الفاظ

زهی کمال که حفظ نکات آیه نور
ز خط صفحه رویت کنند اگر حفاظ

به چشم جادوی خون‌ریز ترک مست نگر
که ریخت خون من آن دل‌سیه به نیم لحاظ

مگو به میکده مستان به خواب و بی‌خبرند
که گفته پیر مغانم رقودهم ایقاظ

حدیث عشق رخش بی‌حفاظ گو ساغر
که مست بزم حضوری تو مست را چه حفاظ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}