شمارهٔ ۱۵۸

غزلیات

اسیر زلف تو فارغ ز هر گزند شود
خوشا دلی که گرفتار آن کمند شود

سراغ تربتم از کس پس از هلاک مکن
ببین که شعله ی آه از کجا بلند شود

در آن دیار که دلبستگی به زلفی نیست
کسی چگونه در آن قید پای بند شود

کند نصیحت ناصح به حال من چه اثر
جز اینکه آتش من تیز تر ز پند شود

سکون در آتش عشق بتان مخواه از دل
مقیم آتش سوزنده چون سپند شود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}