غزل شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

گر از جفای تو روزی دلم بیازارد
کمند شوق کشانم به صلح باز آرد

ز درد عشق تو دوشم امید صبح نبود
اسیر عشق چه تاب شب دراز آرد؟

دلی عجب نبود گر بسوخت کآتش تیز
چه جای موم که پولاد در گداز آرد

تویی که گر بخرامد درخت قامت تو
ز رشک سرو روان را به اهتزاز آرد

دگر به روی خود از خلق در بخواهم بست
مگر کسی ز توام مژده‌ای فراز آرد

اگر قبول کنی سر نهیم بر قدمت
چو بت‌پرست که در پیش بت نماز آرد

یکی به سمع رضا گوش دل به سعدی دار
که سوز عشق سخن‌های دل‌نواز آرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}