سعدی
غزل شمارهٔ ۱۸۲
غزلیات
زنده شود هر که پیش دوست بمیرد
مرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد
هر که ز ذوقش درون سینه صفاییست
شمع دلش را ز شاهدی نگزیرد
طالب عشقی دلی چو موم به دست آر
سنگ سیه صورت نگین نپذیرد
صورتِ سنگین دلی، کُشندهٔ سعدیست
هر که بدین صورتش کُشند نمیرد
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}