غزل شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

چه سرو است آن که بالا می‌نماید
عنان از دست دل‌ها می‌رباید

که زاد این صورت منظور محبوب
از این صورت ندانم تا چه زاید

اگر صد نوبتش چون قرص خورشید
ببینم آب در چشم من آید

کس اندر عهد ما مانند وی نیست
ولی ترسم به عهد ما نپاید

فراغت زان طرف چندان که خواهی
وزین جانب محبت می‌فزاید

حدیث عشق جانان گفتنی نیست
و گر گویی کسی هم‌درد باید

درازای شب از ناخفتگان پرس
که خواب‌آلوده را کوته نماید

مرا پای گریز از دست او نیست
اگر می‌بنددم ور می‌گشاید

رها کن تا بیفتد ناتوانی
که با سرپنجگان زور آزماید

نشاید خون سعدی بی‌سبب ریخت
ولیکن چون مراد اوست شاید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}