غزل شمارهٔ ۳۳۹

غزلیات

گردن افراشته‌ام بر فلک از طالع خویش
کاین منم با تو گرفته ره صحرا در پیش

عمرها بوده‌ام اندر طلبت چاره‌کنان
سال‌ها گشته‌ام از دست تو دستان‌اندیش

پایم امروز فرورفت به گنجینه کام
کامم امروز برآمد به مراد دل خویش

چون مُیَسّر شدی ای دُرِّ ز دریا برتر
چون به دست آمدی ای لقمهٔ از حوصله بیش

افسر خاقان وان گاه سر خاک‌آلود
خیمه سلطان وان گاه فضای درویش

سعدی ار نوش وصال تو بیابد چه عجب
سال‌ها خورده ز زنبور سخن‌های تو نیش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}