سعدی
رباعی شمارهٔ ۶
رباعیات
روزی گفتی «شبی کنم دلشادت
وز بند غمان خود کنم آزادت»
دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت
وز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟
سعدی
رباعیات
روزی گفتی «شبی کنم دلشادت
وز بند غمان خود کنم آزادت»
دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت
وز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}