غزل شمارهٔ ۵۶

غزلیات

ای صوفیِ سرگردان، در بند نکونامی
تا دُرد نیاشامی، زین دَرد نیارامی

مُلک صمدیّت را، چه سود و زیان دارد؟
گر حافظ قرآنی، یا عابد اَصنامی

زهدت به چه کار آید، گر راندهٔ درگاهی؟
کفرت چه زیان دارد، گر نیک‌سرانجامی

بیچارهٔ توفیقند، هم صالح و هم طالح
درماندهٔ تقدیرند، هم عارف و هم عامی

جهدت نکند آزاد، ای صید که در بندی
سودت نکند پرواز، ای مرغ که در دامی

جامی چه بقا دارد، در رهگذر سنگی؟
دور فلک آن سنگ است، ای خواجه تو آن جامی

این ملک، خلل گیرد؛ گر خود مَلَک رومی
وین روز به شام آید، گر پادشه شامی

کام همه دنیا را، بر هیچ منه سعدی
چون با دگری باید پرداخت به ناکامی

گر عاقل و هشیاری، وز دل خبری داری
تا آدمیت خوانند، ورنه کم از اَنعامی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}