سعدی
شمارهٔ ۳۲
مثنویات
سپاس و شکر بیپایان خدا را
برین نعمت که نعمت نیست ما را
بسا مالا که بر مردم وبال است
مزید ظلم و تأکید ضلال است
مفاصل مُرتَخی و دست عاطل
به از سرپنجگی و زور باطل
من آن مورم که در پایم بمالند
نه زنبورم که از دستم بنالند
کجا خود شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}