سعدی
حکمت شمارهٔ ۹۷
باب هشتم در آداب صحبت
زر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.
دونان نخورند و گوش دارند
گویند امید به که خورده
روزی بینی به کام دشمن
زر مانده و خاکسار مرده
سعدی
باب هشتم در آداب صحبت
زر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.
دونان نخورند و گوش دارند
گویند امید به که خورده
روزی بینی به کام دشمن
زر مانده و خاکسار مرده
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}