سعدی
شمارهٔ ۳
المضحکات
شخصی با شیر جنگ میکرد، شیر نعره میزد و تیز میداد و دم میجنبانید. پرسیدند: چرا نعره میزنی؟ گفت: تا آدمی بترسد. گفتند: چرا تیز میدهی؟ گفت: من میترسم. گفتند: دنباله چرا میجنبانی؟ گفت: میانجی میطلبم.
سعدی
المضحکات
شخصی با شیر جنگ میکرد، شیر نعره میزد و تیز میداد و دم میجنبانید. پرسیدند: چرا نعره میزنی؟ گفت: تا آدمی بترسد. گفتند: چرا تیز میدهی؟ گفت: من میترسم. گفتند: دنباله چرا میجنبانی؟ گفت: میانجی میطلبم.
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}