شمارهٔ ۳۸

غزلیات

ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
آن است بیشتر سبب افتخار ما

داریم اشک سرخ و رخ زرد از غمش
در یک چمن نشسته خزان و بهار ما

از هر دو کون مهر تو کردیم اختیار
ز این بیشتر چه کار کند اختیار ما؟

داریم غربت و الم هجر و شکر و صبر
درمان درد یار بود در دیار ما

دریای اضطراب اگر نیستیم چون
ننشست هیچ سروقدی در کنار ما؟

در عالم مثال چو ماه است و آفتاب
با قدرتش معاملهٔ اقتدار ما

دست طلب به مذهب ما بسکه نارواست
دایم کج است پنجهٔ برگ چنار ما

شهباز اوج همت ما زاغ گیر نیست
دنیا به خط و خال نگردد شکار ما

پروانه سر به زانوی حیرت نهد سعیدا
روشن اگر کنند چراغ مزار ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}